چرا نسبت به خودم خیلی سخت گیر هستم؟

ممکن است مسیر زندگیتان بر مبنای باورها و توقعات نامعقولی که شما یا دیگران بر خودتان تحمیل کرده اید شکل داده شده باشد. تقریبا هرگز با این معیارها کنار نیامده اید وهر وقت بر مبنای توقعاتتان رفتار نکردید خود را مورد سرزنش قرار داده اید. در واقع بین آنچه انجام می دهید و آنچه احساس می کنید باید انجام دهید شکافی وجود دارد. این همان شکافی است که مدام درون آن می افتید و در همان جا زندگی می کنید. شما هرگز قادر نیستید بای پیشرفت هایتان ارزش قایل شوید زیرا گرفتار سرزنش از تلاش های خودتان هستید. شما نمی توانید خود را همان طور که هستید ببینید زیرا آنچه را که نیستید می بینید. زندگی شما تبدیل به نبردی بین توقعات و نتایج شده نبردی که همیشه برای شما چیزی جز شکست به همراه نداشته است.

در حالی که انتظارات زیاد ممکن است به عنوان انگیزه ای در نظر گرفته شود که شما را به سوی موفقیت سوق می دهد اما به احتمال زیاد تاثیر زیادی در زندگیتان نمی گذارد. بعداز مدتی متوجه می شوید که برای چیزی تلاش می کنید که هرگز آن را به دست نخواهید آورد. پیشرفت های کمی دارید زیرا می توانید بر هدفتان متمرکز بمانید. به جای آن خود را برای نرسیدن به اهداف برنامه ریزی شده سرزنش می کنید و معمولا در جزئیات مسائل و خواسته های غیر واقع بینانه ی کمال جویی گرفتار می شوید.

معمولا اتقاد موجب می شود احساس ناامنی عمیقی را در خودتان سرکوب کنید. در واقع به نحوی از آن برای توجیه غیر فعالی خود استفاده می کنید. عبارتی مانند: «نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم». رفتار غیر فعالی و تلاش نکردن را برای شما قابل قبول می کند زیرا وقتی دست به کاری نمی زنید به طور حتم شکست را نیز تجربه نخواهید کرد. هنگامی که فکر می کنید بینی شما زشت و بزرگ است موجب می شود به این نتیجه برسید که دیگران نیز فکر می کنند آدم جذابی نیستید بنابراین دلیلی نمی بینید با فرد جدیدی آشنا شوید.

سخت گرفتن بر خود مکانیسم دیگری است که آنرا در مقابل کسانی که به شما می تازند به کار می برید. شما می ترسید که دیگران از عملکردتان انتقاد کنند بنابراین به صورت آشکار بر خودتان سخت می گیرید. چنین رفتاری موجب می شود که دیگران به شما بگویند این قدر به خودت سخت نگیر.

هر گونه بحث و جدل مهمی ابتدا در درونتان رخ می دهد. در آن جا است که برنده یا بازنده می شوید. این که چگونه واقعیت زندگیتان آشکار می شود تنها جلوه ای از پیامدی است ه در گذشته در مورد آن تصمیم گرفته اید. شما باید طرفدار خودتان باشید.

چه باید کرد؟

  1. خودتان را از توقعات غیر واقع بینانه رها کنید؛ به دوران کودکی بازگردید و به دنبا لرخدادهایی بگردید که این پیام را دریافت می کردید بچه خوبی نیستی. آیا با گرفتن نمره ی 19 در درس دیکته با شور و شوق به خانه آمدید اما والدینتان از ای که نمره ی 20 نگرفتید خیلی خوشحال نشدند؟ آیا توقع داشتید مانند برادرتان عضو تیم فوتبال مدرسه شوید ولی استعداد او را نداشتید و انتخاب نشدید؟

بررسی کنید و ببینید در تمام طول این سال ها چنین توقعات و سرزنش هایی چه فایده ای برای شما داشته است.

  1. هم اکنون رهایی خود را اعلام کنید؛ اعلامیه  استقلال شخصی خود را تهیه کرده و اعلام کنید که خود را از هم اکنون و برای همیشه از سلطه ی توقعات ناسالم رها کرده اید. تمام باورهای قدیمی را بنویسید و ببینید چند سال از عمرتان را با آن ها بیهوده سپری کردید و یک خط بزرگ روی تمام آن ها بکشید. سپس امروز را روز اول زندگی در نظر بگیرید و بپذیرید که می توانید اهداف جدیدی برای خودتان تعیین کنید و ارهکارهای جدیدی برای رسیدن به آن ها در نظر بگیرید. این اهداف و راهکارهای جدید را به اعلامیه استقلالتان اضافه کنید و متعهد شوید که از این به بعد بر مبنای نگرش های جدید زندگی خواهید کرد. اعلامیه را قاب کنید و آن را در جایی که هر روز بتوانید ببینید قرار دهید.
  2. هر بار که از خودتان انتقاد می کنید به سرعت آن را به تحسین و تشویق تغییر دهید؛ شما به طور دایم در حال صحبت با خودتان هستید از این توانایی برای تقویت، نه تضعیف خود استفاده کنید. دفعه ی بعد که چنین فکری به ذهنتان خطور کرد: چرا برای میهمانی این قدر خود را آراسته ام؟ مثل احمق ها شدم. آن را با عبارتی مثبت جابه کنید مانند: خوشحالم که وقت گذاشتم و خودم را آراستم زیرا دوست دارم خوش لباس به نظر برسم و خوش تیپی حس خوبی به من می دهد. چنین عبارتی ممکن است در ابتدا برای شما عجیب و نامانوس باشد اما باید آن را بیشتر و بیشتر و به طور مدام تمرین کنید. در واقع هنگامی که به حرف های مثبت عادت می کنید به احتمال زیاد از این که چگونه در طول روز بارها از خودتان انتقاد می کردید شوکه خواهید شد. از هر فرصتی استفاده کنید تا عزت نفستان را تقویت کنید.

ارسال شده در 26 دی 1395 توسط

مطالب مشابه