چرا از خشمگین بودن لذت می برم؟

افراد به دلایل زیادی خشمگین می شوند. احساس آزردگی، گناه، ناامنی، ناتوانی یا خیانت فقط چند نمونه از علل واقعی خشم است. در حالی که احتمال دارد خشم وانشی طبیعی و سالم به موقعیتی خاص باشد چسبیدن به آن سالم نیست. خشم می تواند موجب بروز بیماریهای جسمی و روحی شود که حداقل یکی از آن ها افسردگی است.

چند دلیل وجود دارد که چرا خشم خود را رها نمی کنید. هر یک یا ترکیبی از موارد زیر می تواند واکنش خشم را توضیح دهد:

  1. خشم هیجان قدرتمندی است و مانند یک نقاب برای دیگر احساسات عمل می کند، احساساتی که ترجیح می دهید با آن ها روبه رو نشوید و نپذیرید. هنگامی که خشمگین هستید این احتمال که حس حقارت یا افسردگی شما علنی شود، کاهش می یابد.
  2. ممکن است در خود یک خلأ هیجانی احساس کنید خشم موجب می شود احساس سرزندگی داشته باشید همچنین احتمال دارد تنها هیجانی باشد که می توانید به کمک آن خلأ درونی خود را پر کنید.
  3. خشم ممکن است احساس هویت به شما بدهد شما به چیزی نیاز دارید که به آن باور داشته باشید چیزی که از آن حمایت کنید. خشم چیزی به شما می دهد که می توانید آن را احساس کنید و به نحوی به کمک آن شور و هیجان کسب کنید.
  4. ممکن است باور داشته باید که شما به خشم نیاز دارید و احساس عصبانیت انگیزه ای به شما می دهد که دست به کاری بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. قبل از این که بتوانید شرایط را تغییر دهید به خشم و عصبانیت نیاز دارید. می خواهید درد و رنج کافی به وجود آورید تا برای ایجاد تغییرات زندگی به خودتان انگیزه بدهید.
  5. احساس می کنید خشم و عصبانیت تنها راهی است که دیگران به حرف های شما گوش می کنند یا به شما احترام می گذارند. اگر عصبانی نشوید ممکن است دیگران فکر کنند خیلی اهمیت نمی دهید یا در واقع جدی نیستید.

چه باید کرد؟

  1. بررسی کنید آیا خشمتان دیگر احساسات شما را می پوشاند یا خیر؛ وقتی خشمگین هستید چه شرایط یا عواملی آن را تحریک می کند؟ به طور دقیق مشخص کنید درست قبل از خشمگین شدن چه احساسی دارید؟ آیا خشم مانند نقابی بر احساس آزردگی، بی کفایتیف گناه یا ترستان قرار می گیرد و مانع از بروز آن ها می شود؟ آن ها همان احساساتی هستند که شما نمی توانستید با آن ها روبه رو شوید و به همین علت از خشم به عنوان یک مکانیزم دفاعی استفاده می کنید تا حوساتان را از آن احساس منحرف کنید.

ریشه  خشم، ترس است. غیر ممکن است بدون ترسیدن، خشمگین شوید. عواملی که موجب ترستان می شود بررسی کنید. به آن ها بنگرید و آن ها را به طور دقیق واری کنید. آگاهی، سلاح قدرتمندی است. از احساسات منفی فرار نکنید، صادقانه با آن ها روبه رو شوید و مقابله کنید. با خشمتان نیز روبه رو شوید بدانید خشم در گذشته به شما کمک کرده است اما دیگر در خدمت شما نیست. وقتی علت خشم خود را درک می کنید دیگر نمی تواند شما را گرفتار خود کند.

  1. هیجان را از شیوه های دیگری تجربه کنید؛ ممکن است فکر کنید اگر لحظه ی آخر خشمگین شوید و شرایط را به طور کامل به نفع خودتان تغییر دهید خیلی تاثیرگذار است. بعد از این که سال ها برای انجام کارها خود را اسیر انفجاری های لحظه ای خشم کردید به عبارت دیگر درد و رنجی را تحمل کردید که می توانستید به راحتی از آن اجتناب کنید به خودتان آموزش داده اید که زندگی چیزی جز برخی بحران های زیستن و مردن نیست. آیا در واقع می خواهید به همین شیوه ادامه دهید؟ اگر بتوانید ببینید که لاستیک های ماشینتان کم باد است چرا همین اکنون به آن ها رسیدگی نمی کنید؟ چرا می خواهید منتظر بمانید تا در میانه ی راه سیصد کیلومتری پنچر شوند و خود و خانواده را به دردسر بیندازید؟

اگر هیجان بالا چیزی است که می خواهید شیوه های بهتری وجود دارد که می توانید آن را تجربه کنید، ورزش های هیجان آور بسیاری وجود دارد که می توانید با انجام آن ها سطح جرات و قابلیت خود را بسنجید بنابراین دست به کار شوید.

  1. جلوه های مختلف قدرت را تجربه کنید و مهارت های رهبری را در خود گسترش دهید شور و هیجان، قدرت و باور محکم ویژگی های قابل تحسینی هستند. در واقع حرارت و شدت خشمتان را به شیوه ای هوشمندانه جهت دهید به طوری که دیگران به شما احترام بگذارند و از شما نترسند. کلمات و رفتارهای توام با خشم و عصبانیت موجب نمی شود دیگران به حرف شما گوش دهند در حقیقت همه می دانند که آدم های زورگو از ترس های درونی رنج می برند. نشان دهید که کنترل اعمالتانرا در دست داشته و درک درستی از اثرات ان دارید. تنها چیزی مانند آرام و متین صحبت کردن است که می تواند احترام و تحسین دیگران را به همراه داشته باشد.

ارسال شده در ۲۴ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه