چرا به خودکشی فکر می کنم در حالی که قصد انجام آن را ندارم؟

فکر کردن درباره ی خودکشی را باید جدی گرفت زیرا ممکن است یکی از نشانه های جدی افسردگی باشد. هر کسی که افکار خودکشی دارد باید هر چه زودتر به روان پزشک یا روان شناس مراجعه کند.اما اگر دچار اختلال افسردیگ نباشید دلایل دیگری ممکن است وجود داشته باشید که چرا در فکر خودکشی هستید. فکر درباره ی پایان زندگی کنجکاوی طبیعی است و چند علت وجود دارد که چرا آدم ها فردی یا جمعی مرتکب خودکشی می شوند همچنین وقتی می دانید اگر شرایط آن قدر بد شد که دیگر قادر نبودید زندگی را تحمل کنید راهی است که بتوانید خودتان را رها کنید و همین مسئله موجب آسودگی خیالتان می شود.

هنگامی که بدانید تمام مشکلات از بین خواهند رفت و این که می توانید از یک راه حل دایمی برای موقعیتی موقتی بهره ببرید موجب آرامش شما می شود.

احتمال دیگر این است که خودکشی را شکلی از انتقام می بینید. دانستن این که با خودکشی اشخاص را غصه دار و غمگین می کنید موجب آرامشتان می شود. چنین احساسی از این فکر نشات می گیرد ه شما آن طور که می خواستید مورد قدردانی، عشق و محبت قرار نگرفته اید تنها با مرگ شماست که دیگران نبود شما را احساس می کنند و قدر شما را خواهند دانست همچنین عنصر قدرت نیز در چنین تفکری وجود دارد. شما زندگی افراد زیادی را بر هم می زنید و به نحوی تحت تاثیر قدرت و اهمیت چنین تجربه ای هستید. این انگیزه قدرت است که موب می شود احساس مهم بودن و شرایط را کنترل کنید. به این طریق شما می توانید با مرگتان چیزهایی را به دست آورید که احساس می کنید با زندگی کردن نمی توانید به دست آورید.

چه باید کرد؟

  1. به جای مرگ بر زندگی تمرکز کنید. بهترین راه برطرف کردن تخیلات خودکشی این است که آن ها را با افکار مثبتی که به موفقیت در زندگی ممنتهی می شوند جابه جا کنید. اهدافی تعیین کنید که الهام بخش شما باشند و برای تحقق آن ها برنامه ریزی های عملی تنظیم کنید زمان بندی کنید عبارات تاکیدی مثبت به کار ببرید و از دیگر منابعی که می توانند از شما حمایت کنند بهره مند شوید. به هر علتی که درگیر افکار و تخیلات خودکشی می شوید- کنجکاوی یا کسالت و افسردگی- اکنون ذهتان چیزی دارد که بسیار سازنده است و می تواند خود را با آن مشغول کند. گاهی به علت این که زندگیتان آن طور که می خواهید نیست افکار خودکشی به ذهن شما می رسد. به صورتی که احساس می کنید انگار همه چیز زندگی دروغ است و در واقع شما مطابق با خود واقعیتان زندگی نمی کنید.
  2. تخیلات مرگ را تغییر دهید و آنرا به شکلی خلاقانه به کار ببرید. در بسیاری از فرهنگ ها و سنت های قدیمی، نماد مرگ نشان دهنده ی تغییر تحویل و تولدی دوباره است. شاید وقت آن رسیده که به طرز نمادینی جنبه هایی از خودتان مانند احساس گناه، بی کفایتی، شکاکی و تاسف خوردن به حال خود را که دیگر نیازی به آن ها ندارید، کنار بگذارید. مراسمی برگزار کنید و آن ویژگی ها را برای همیشه رها کنید و فضای بیشتری به ویژگی های مطلوب تر مانند قدرت، اعتماد به نفس، شادی و جرات اختصاص بدهید. این مراسم را به تنهایی یا به همراه تعدادی از دوستانتان که می خواهند افکار و رفتارهای منفی شان را تغییر دهند، برگزار کنید. برای این مراسم، روز خاصی را در نظر بگیرید مانند روز نخست سال جدید یا یکی از روزهایی که برای شما مهم است، انتخاب کنید.
  3. بررسی کنید و ببینید که چقدر تخیلات خودکشی احمقانه است خودکشی از احمقانه ترین روش های انتقام گرفتن است چرا؟ زیرااشخاصی که خواهان انتقام گرفتن از آن ها هستید همان کسانی هستند که بعد از گذشت یک هفته از مرگتان، حتی نام شما را به یاد نمی آورند در حالی که اشخاصی که شما را دوست دارند مجبورند تا آخر عمر با درد و ناراحتی خودکشی و مرگ شما زندگی کنند. خودکشی عملی احمقانه است زیرا به طور دقیق اثر متضادی از آنچه می خواهید بر جای می گذارد.

 

کاری که به سادگی می توان انجام داد بی جهت مشکل و پیچیده می کنم انجام برنامه ها و طرح ها را پیچیده می کنم در حالی که یک رویکرد ساده و مستقیم کارایی بهتری دارد. برای انجام یک کار دو برابر زمانی که در واقع نیاز اسن وقت و انرژی صرف می کنم.

به طور کلی بسیاری از آدم ها برای سادگی و ساده کردن مسائل در زندگی احترام زیادی قایل نیستند. برای برخی سادگی جزیی از کسالت و نادانی محسوب می شود. بسیاری از ما باور داریم که اگر مسائل پیچیده و غامض نباشند موثر نخواهند بود.

در زمینه دستاوردها و پیشرفت هایمان نیز همین نگرش دخیل است به این معنا که هر قدر در به دست اوردن چیزی سخت تر تلاش کنیم برای پیشرفت و موفقیتمان ارزش بیشتری قایل هستیم اما چنین برداشتی نباید مبنایی شود که در حقیقت اهدافمان را پیچیده کنیم.

اگر برای دشوارتر کردن کارها از روال عادی خارج شوید بنابراین می خواهید با پیچیده و دشوارتر کردن مصنوعی کارها احسا سرضایت بیشتری به دست آورید. وقتی با یک هدف ساده روبه رو می شوید خود شما موانع و مشکلاتی را در مسیرتان به وجود می آورید.

از نظر شما هر قدر انجام کاری دشوارتر باشد حس موفقیت و رضایتمندی بیشتر خواهد بود احساس می کنید پیشرفت هایتان کم و جزیی هستند. بنابراین می خواهید حس غرور و رضایتمندی خود را گسترش هید. در واقع به دنبال نتیجه کاری نیستید بلکه تلاشی که از خود نشان می دهید مهم است. شما نیاز دارید بگویید: بله در حقیقت برای این کار سخت تلاش کردم. شما سه ساعت وقت صرف می کنید تا در کابینت هنگام باز و بسته شدن صدا ندهد این کار دستاورد بزرگی برای شما نیست اما تلاش زیادی از خود نشان داده اید. شما حس رضایت و غرور را از تلاشتان به دست می آورید نه در بزرگی و دشواری کار. شما نمی خواهید کارهای دشوارتر را بر عهده بگیرید زیرا مجبورید با احساسات ناخوشایند زیادی روبه رو شوید خواه موفق شوید یا شکیت بخورید با دشوار کردن یک کار ساده می توانید بدون آن که خود را گرفتار مسئله ای کنید چالشی که می خواهید را تجربه کنید و حس رضایتمندی و موفقیت را با سخت کوشی به دست آورید.

اگر کاری به راحتی پیش برود و اسان باشد نگران می شوید زیرا احساس می کنید حتما قسمتی از کار مشکل دارد یا کار را آن طور که باید درست انجام نمی دهید. با پیچیده و دشوار کردن کارها این احساس را خواهید داشت در حال گذشتن از مسیری هستید که درست حرکت می کنید. اگر چه ممکن است فردی با استعداد باشید اما اغلب توانایی های خود را نادیده می گیرید: اگر انجام این کار تا این حد ساده است بنابراین چگونه می تواند کار فوق العاده ای باشد؟ شما مشغول کارهایی می شوید که دشوارتر هستند زیرا از انجام کارهای ساده هیچ حس رضایت و پیشرفتی تجربه نمی کنید. به همین دلیل است که برخی از با استعدادترین اشخاص به فعالیت هایی می پردازند که در حیطه ی تخصص و استعدادشان نیست هر کسی می تواند کارهای ساده را پیچیده کند اما ساده کردن کارهای پیچیده هنری است که هر کسی توان آن را ندارد.

چه باید کرد؟

  1. عزت نفس و اعتماد به نفستان را تقویت کنید؛ اگر در تمام زندگیتان درگیر این احساس بوده اید که پیشرفت ها و دستاوردهایتان جدید و کم اهمیت بوده اند منابع احتمالی این شک و تردید نسبت به خود را بررسی کنید. آیا در دوران کودکی به شما گفته شده: «اگر شکست بخوری، غرور و افتخاری نخواهی داشت؟» آیا معلمان یا والدین آن قدر از شما توقع داشتند که شما احساس می کردید اگر کاری را کامل و بدون نقص انجام ندهید شکست خورده اید؟ آیا به این باور رسیدید که هر کسی که اعتماد به نفس دارد آدم مغروری است؟ این موارد را بررسی کنید تا به درک بهتری از اثرات ان رخدادها برسید سپس دیگر به آن ها اجازه ندهید همچنان شما را تحت کنترل خود داشته باشند.
  2. بیاموزید که به شم استعداد و توانایی های خود اعتماد کنید؛ این احتمال نزدیک به واقعیت را در نظر بگیرید که اگر انجام کاری برای شما ساده است شاید به این دلیل است که در آن حیطه استعداد دارید. ببینید در چه جایگاهی از پیوستار فوق العاده بودن زندگی قرار دارید. کارهایی هستند که شما می توانید به سادگی آن ها را انجام دهید همچنین کارهایی وجود دارد که انجام آن ها برای شما دشوار است اما دیگران به راحتی از پس آن ها بر می آیند. بنابراین آرامشتان را حفظ کنید و این حقیقت را بپذیرید که حداقل در برخی زمینه ها استعداد دارید.
  3. با اصلاح رفتارتان ببینید چگونه می توانید کاری را در یک زمان کوتاه انجام دهید؛ به خود آموزش دهید که تلاش متعادل و نه خیلی زیاد مساوی با پیشرفت و موفقیت است وانمود کنید دوباره به مدرسه برگشته اید و حجم زیادی از امتحانات پیش روی شماست و فردی که بتواند قبل از پایان یافتن وقت به سوالات بیشتری پاسخ دهد قبول می شود. اکنون اگر قرار باشد بیش از آنچه نیاز است وقت تلف کنید چه احساسی خواهید داشت؟

سعی کنید از کارهایی که به راحتی انجام می دهید لذت ببرید و احساس غرور کنید. شما سزاوار آن هستید! شاید شما با استعدادهای خاصی متولد شده اید که شما را به سوی حیطه ی خاصی می کشاند اما شما آگاهانه استعدادهایتان را در طول سال ها رشد داده اید و به نقطه ای که هم اکنون هستید رسانده اید. یا شاید در زمینه ی خاصی هیچ استعداد خاصی نداشته اید اما در طول سال ها تلاش کرده تا آن را رشد و گسترش دهید و در آنحیطه مهارت کسب کرده اید. در هر صورت خوشحال باشید که اکنون چنین توانایی دارید و تصور نکنید مجبورید بقیه ی زندگیتان را برده ی آن باشید. در پی راه حل های دقیق و مشخص باشید راه حل هایی که با به کارگیری آن ها با تلاش کم، بیشترین نتیجه را به دست آورید. این همان چیزی است ه می توانید به آن افتخار کنید.

۴٫ بیاموزید برای کارهایی که واقعا به زمان بیشتر نیاز دارند وقت بیشتری اختصاص دهید؛ دفعه ی بعد که با کاری جزیی روبه رو شدید که معمولا زمان زیادی برای آن صرف می کردید برای تمیل آن یک محدوده ی زمانی تعیین کرده و سعی کنید آن را درهمین زمان تعیین شده، انجام دهید. به این طریق دیگر نمی توانید برای ر عهده نگرفتن کارهای مهم تر و بزرگ تر بهانه بیاورید زیرا تمام کارهای کوچکتان را انجام داده اید وهنوز هم زمان کافی در اختیار دارید ومی توانید آن را به کارهای مهم تر اختصاص دهید اگر هنوز در پذیرش کارهای بزرگ تر تردید دارید پس صادقانه با ترس هایتان روبه رو شوید.

ارسال شده در ۲۶ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه