خیال پردازی درباره نجات دیگران و علتهای آن

 

 

«من مدام درگیر  افکاری ام که دارم جان فردی که بی هوش در میان شعله های آتش افتاده نجات می دهم یا مانع از آن می شوم که فردی با خودرو تصادف کند. من از حل اختلافات، بحث ها و برطرف کردن مشکلات افراد لذت می برم خواه به من مربوط باشد یا نباشد.»

چنین واکنشی از یک یا چند مورد زیر ریشه می گیرد:

  1. شما خودتان را آدمی خاص یا جالب و پر کشش نمی بینید انجام عملی فوق العاده یا شجاعانه موجب می شود احساس کنید فردی خاص و استثنایی هستید. شما در جستجوی کسب تایید، قدردانی و توجه دیگران هستید و در پی موقعیت هایی هستید که بتوانید به درماندگان کمک کنید.
  2. شما می خواهید افراد به شما وابسته باشند زیرا موجب می شود احساس کنید آدمی قوی و مفیدی هستید همچنین در رابطه هایتان در پی تسلط یافتن بر دیگران هستید تا آن ها به کمکتان بیشتر وابسته شوند.
  3. شما برای هر اتفاق خوب یا خوش شانسی که در زندگی تجربه می کنید احساس گناه خواهید داشت و خودتان را شایسته ی آن نمی دانید. می خواهید با انجام برخی کارهای برجسته و غیر معمول نیز احساس گناهتان را کاهش دهید و در نتیجه احساس کنید فردی هستید که شایستگی و ارزش خوشبختی دارد.

وقتی افراد توجهی که می خواهند را به دست نمی آورند به شیوه های متفاوتی رفتار می کنند. نوزادان گریه می کنند و جیغ و فریاد می کشند کودکان شلوغ می کنند، نوجوانان سرکشی می کنند. بزرگسالانی که احساس می کنند نادیده گرفته می شوند یا اهمیتی به آن ها داده نمی شود، ممکن است به دنیا یتصورات و خیالات خود فرو روند.

چه باید کرد؟

  1. قهرمانان خود را شناسایی کنید؛ ویژگی های برجسته ی آن ها را مورد توجه قرار دهید و آن ها را در خودتان تقویت کنید. همه ی ما نیاز داریم احساس کنیم آدم مهمی هستیم و تعریف های مشخصی از فرد قهرمان داریم. تمام آدم های – واقعی و خیالی- که از زمان کودکی تاثیری مثبت بر شما داشته اند در نظر بگیرید. آیا درباره ی آدم هایی مانند سوپرمن، مارتین لوترکینگ، ژاندارک، مایکل جوردن، مادر بزرگ یا پدر بزرگتان فکر کرده اید؟ از نظر شما این قهرمانان چه ویژگی های برجسته ای دارند که آن ها را قهرمان می کند ویژگی های آن ها (قدرت زیاد، رهبری شجاعت، مهارت های استثنایی، محبت، دلسوزی و فداکاری) را بنویسید.

اکنون کدام یک از این ویژگی ها را می توانید به سرعت در خود پرورش دهید بدون آن که مجبور باشید در سیاره ی کریپتون متولد شوید؟ برای مثال برای تقویت مهارت های رهبری ذاتی خود آیا باید دارای قدرت شفاف نگاری اشعه ایکس باشید و بتوانید از قطاری که با سرعت حرکت می کند سبقت بگیرید؟ نه، نیازی به چنین قدرت هایی نیست. اگر چنین توانایی هایی را در خود احساس می کنید به این دلیل است که اکنون تا حدی چنین قدرتی دارید. فعالانه در جستجوی فرصت هایی باشید که قدرت رهبری را در خود پرورش و آشکار کنید به عنوان مثال مسئولیت انجام طرحی را در محل کارتان بر عهده بگیرید یا داوطلبانه مربی ورزشی نوجوانان محل زندگیتان شوید. من مطمئن هستم که شما به زودی از خوشحالی در پوستتان نمی گنجید.

  1. در کارهای روزمره بر ویژگی های قهرمان بودن متمرکر بمانید. این راهکار گسترده ای از راهکار بالا است زیرا شما را ملزم می کند قدرت های نافذتری از تصور، رویاپردازی و نظارت را در خودتان رشد دهید تا به درک و بینش عمیق تری از شکوه و عظمتی که هر روز شما را احاطه کرده، برسید. شما می توانید از هر گوشه ی زندگیتان در مکان های غیر منتظره و همکار آرامی که هر روز از کنارش عبور می کنید کسی که خودش را وقف رشد پسر معلولش کرده یا مکان های شناخته شده ای مانند آتش نشانی که ماموران آن برای نجات دیگران جان خود را به خطر می اندازند، الهام بگیرید.

هر وقت متوجه شدید نیازی وجود دارد ببینید چطور می توانید در رفع آن کمک کنید. به عنوان مثال یکی از قهرمانانه ترین کارهایی که می توانید انجام دهید اهدای خون است. تنها با همین کار ساده می توانید زندگی دوباره ای را به کسی که به آن نیاز دارد، ببخشید. برای اهدای خون می توانید به نزدیک ترین مرکز انتقال خون محل زندگیتان مراجعه کنید.

  1. درک کنید که قهرمان حقیقی بودن به این معنا نیست که باید بر دیگران تسلط داشته باشید مهربانی و دلسوزی را با نادیده گرفتن نیازهای خود اشتباه نگیرید. شما مجبور نیستید برای اعضای خانواده هر کاری انجام دهید و در واقع همه چیز آن ها باشید. اگر کسی هستید که همیشه تمام کارها را سر و سامان می دهد و در لحظه ی آخر از به هم خوردن شرایط جلوگیری می کند ممکن است تحسین دیگران را برانگیزاند اما به بهای فریب آنها تمام می شود زیرا به آن ها اجازه نمی دهید. بیاموزند و رشد ککنند شما باید بر این گرایشتان غلبه کنید و باید به خود یادآوری کنید که بالاترین جلوه ی مسئولیت پذیری این است که بر مبنای معیارهای اصلیتان زندگی کنید و دیگران را نیز ترغیب کنید بر مبنای معیارهای خودشان زندگی کنند و نباید حس مسئولیت پذیری را در آن ها تضعیف کنید. با چنین رفتاری دیگر نیاز ندارید با انجام رفتارهای ذکر شده دیگران را کنترل کنید یا بر آن ها تسلط یابید.

 

 

ارسال شده در ۲۲ دی ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس

مطالب مشابه