تصمیم چیست و چگونه تصمیم می گیرید؟

یک نویسنده آمریکایی می گوید: «خدا را شکر که مجبور نیستیم همه عمران را صرف تصمیم گیری کنیم.»

تصمیم چیست؟

تصمیم یعنی شکل گیری یک فکر برای انجام کارهای مختلف. تصمیم گیری تقریبا مشکل است چرا که متاسفانه عوامل محیطی تاثیر بسیاری روی آن می گذارند.

اگر بی حال و خسته باشیم ممکن است تصمیم بگیریم پاهایمان را دراز کنیم و تلویزیون ببینیم. اگر خوشحال و سرحال باشیم تصمیم می گیریم به مهمانی برویم، دوستانمان را به رستوران دعوت کنیم. فکر ما بسته به نوع فعالیتی که پیش رو داریم به شیوه هایی بسیار عجیب عمل می کند. باید در ذهن خود روشن کنید که دقیقا می خواهید چه تصمیمی بگیرید؟ چرا این تصمیم لازم است و چگونه باید به آن جامه عمل پوشاند؟!

آیا واقعا باید تصمیم گرفته شود؟

نکته ضروری برای شروع تصمیم گیری، تشخیص این است که آیا واقعا تصمیم گیری لازم است؟

در این مرحله دو خطر وجود دارد: عدم تصمیم گیری درست در زمانی کهک نیاز ا ست فورا وارد عمل شویم یا تصمیم گرفتن در جایی که نباید کاری انجام داد.

عدم تصمیم گیری در مواقع لزوم:

بسیاری از ما زنان درست تصمیم گیری را تشخیص نمی دهیم و این مورد در زندگی شخصی و حرفه ای هر یک از ما به راحتی بارها اتفاق می افتد که گاهی اوقات جبران آن امکان پذیر نیست.

آیا تا به حال وسوسه شده ا ید که علائم یک فاجعه را ندیده بگیرید و اقدامی سریع انجام ندهید؟ مثلا سیم لخت را پشت یخچال ببینید ولی اقامی نکنید تا آشپزخانه آتش بگیرد؟ بوی گاز را  احساس کنید ولی حوصله وارسی لوله های گاز را نداشته باشید؟ شیر آب را در حال چکه کردن ببینید و واشر آن را عوض نکنید؟

یکی از علل رایج این اقدام نکردن ها، تنبلی یا بی تفاوتی است. انجام کار همیشه دشوار است حتی می تواند برای بعضی افراد دردناک باشد. اما گاهی این درد مانند درد یک آمپول آنتی بیوتیک خاصیت شفا دهندگی دارد. شاید شما مجبور شوید به دنبال استشمام بوی گاز نصف آشپزخانه خود را خراب کنید تا لوله خراب را بیابید و زخمت و دردسر بنایی را تحمل کنید ولی به انفجار خانه می ارزد، این طور نیست؟

تصمیم گیری غیر ضروری:

باغبانی را در نظر بگیرید که مرتب ریشه گیاهان را از خاک بیرون می کشد تا ببیند آیا ریشه ها خوب رشد کرده اند یا نه!

گاهی اوقات وسوسه ایجاد تغییر، فقط به خاطر خود تغییر است. دختر جوانی که در یکی از کلاس هایم شرکت می کرد به رغم داشتن چهره ای زیبا، تصمیم گرفت یک عمل زیبایی انجام دهد که متاسفانه عمل او خوب انجام نشد و منتهی به چهره ای شد که حتی مورد رضایت خودش نیز نبود. وقتی از او پرسیدم که چرا این کار را انجام دادی، واقعا دلیل خاصی برای این کار نداشت؛ او فقط می خواست تغییر کند!

ممکن است احساس یکنواختی به شما دست داده باشد و بخواهید کاری نو انجام دهید. شاید محبور به تغییر باشید. در هر حال مراقب باشید که تصمیم گیریتان بی دلیل و از روی هوی و هوس نباشد. برای اجتناب از تصمیم گیری غیر ضروری می توانید عجله نکنید و راجع به هر موضوعی به اندازه کافی فکر کنید. هیچ کس از فکر کردن و مشورت متضرر نشده است.

ارسال شده در 14 دی 1395 توسط