درباره تفاوت بین روان پزشکی و روان شناسی چه میدانید

از نظر تاریخی، علوم بخشی از فلسفه به نام فلسفه طبیعت محسوب می شدند زیرا به بررسی وضعیت طبیعت اختصاص داشتند. روان شناسی نیز بخشی از فلسفه طبیعت به شمار می رفت که با طبیعت انسان در ارتباط بود. از آنجا که فلاسفه طبیعت انسان در ابتدا با درست یا غلط بودن امور سر و کار داشتند روان شناسی، یک علم اخلاقی محسوب می شد. این موضوع اساس کار فلاسفه ای را که با طیف طبیعی رفتار انسان سر و کار داشتند تشکیل می داد. از سوی دیگر رفتار نابهنجار که معمولا به عنوان آسیب شناسی روانی شناخته می شود موضوع کار روان پزشکان بود. عصب شناسان یا پزشکان عمومی که مسئول مراقبت پزشکی از بیماران بودند نیز با بیماری روانی سر و کار داشتند. این دسته از پزشکان در زمینه تشخیص و درمان بیماری های روانی آموزش نمی دیدند و از طریق مشاهده بیماران و بدون آموزش های تخصصی مطالبی تجربی می آموختند. پس از آن که با معرفی روش های تجربی علم از فلسفه جدا شد روان شناسی نیز رویکرد تجربی را پذیرفت و در دانشگاه ها، روان شناسی به عنوان یک رشته دانشگاهی که به بررسی نحوه رفتار و فعالیت ذهنی انسان می پردازد شناخته شد.

فروید که به عنوان یک عصب شناس آموزش دیده بود اولین پزشکی بود که به شرح یک روش درمانی به نام تداعی آزاد پرداخت. در این روش بیمار باید هر آنچه به ذهنش خطور می کند را بگوید. درمانگر با دقت با گفته های بیمار گوش می دهد و رویاها، خاطرات و داستان های مختلف وی را به هم مرتبط می سازد و تعبیرهایی را ارائه می دهد که همان معنای ناهشیار داستان های بیمار است. با این تعبیرها، بیمار به بینش می رسد نگرش و رفتارش تغییر می کند و درد و رنجش کاهش می یابد. فروید این روش جدید را روان تحلیل گری نامید که آغاز روان درمانی را گسترش داد و مسائل بیمار را از نهان خانه ذهنی وی بیرون کشید و در اتاق درمان به بررسی آنها پرداخت. او به شدت معتقد بود که گرچه روان تحلیل گری نیازمند آموزش بسیار تخصصی است اما آموختن و استفاده از آن مستلزم داشتن مدرک پزشکی نیست. بنابراین روان شناسان می توانند علاوه بر دانشمند و فیلسوف، درمانگر نیز بشوند. از آن زمان، دانشگاهها و مراکز حرفه ای روان شناسی، آموزش روان شناسان را به منظور پرورش درمانگران حرفه ای آغاز کردند. دانشجویان روان شناسی می توانند محقق شوند یا به عنوان یک روان شناس بالینی فعالیت کنند. معمولا روان شناسان بالینی، چهار سال طی دوره کارشناسی و چهار سال بعد از آن، تحت آموزش قرار می گیرند و سپس به مدت یک سال در مراکز مراقبت بهداشت روانی، دوره کارورزی خود را می گذرانند و تحت نظارت یک سرپرست به درمان بیماران می پردازند.

روان پزشکان تحت آموزش کاملا متفاوتی قرار می گیرند آنها ابتدا، خارج از سیستم روان شناسی به منظور حفظ سلامت عمومی بیماران روانی آموزش می بینند. روان شناسی از فلسفه نشات می گیرد و آموزش های آن از ابتدا مشابه فلسفه است ولی روان پزشکی به مطالعه ساختار و کارکرد اعضا بدن انسان می پردازد. روان پزشکان با داشتن مدرک پزشکی دارای پیشینه آموزشی مشابه سایر پزشکان هستند. آموزش های آنان شامل یک سال کارورزی می شود و احتمال دارد طی آن یک دوره روان پزشکی با تاکید بر درمان دارویی، مراقبت های اولیه و عصب شناسی را بگذرانند. روان پزشکان بعد از دوره کارورزی، سه سال را به عنوان دستیار تحت نظارت یک سرپرست به درمان بیماران در موقعیت های مختلف می پردازند. روان پزشکان مثل سایر پزشکان در درمان بیماران خود از دارو استفاده می کنند و به دلیل نوع تخصصشان در تجویز دارو برای بیماریهای روانی تبحر دارند.

ارسال شده در 8 دی 1395 توسط