آیا ADHD بزرگسالی تشخیص جدیدی است؟

ADHD مدتها به عنوان اختلال دوران کودکی در نظر گرفته می شد و تاریخچه جالبی دارد. در سال 1902 جورج استیل افرادی با نشانه های پرخاشگری، بی اعتنایی، بسیار هیجانی و بی رحم نسبت به سایرین را به عنوان مبتلایان به اختلال کنترل اخلاقی معرفی کرد. او به خصوص مواردی را مثال زد که در شرایط فرزندپروری نامناسبی رشد یافته بودند و نتیجه گرفت که این اختلال مستقل از محیط خانوادگی بروز پیدا می کند. به دنبال اپیدمی آنسفالیت در سالهای 1917 تا 1918 نشانه هایی مثل پرتحرکی، پرجنبشی انفجاری بودن و نقص توجه در بسیاری از کودکان مشاهده شد و در سال 1922 به عنوان اختلال رفتار پس از آنسفالیت مطرح شد. در اواخر دهه 1930 نشانه هایی مثل پرتحرکی، تکانشگری، ناتوانی در یادگیری و کمبود دامنه توجه با عنوان حداقل آسیب مغزی خفیف یا جزئی و بعدها با نام حداقل عملکرد مغزی نام گذاری شدند. علت استفاده از این اسامی وجود علائم مشابه با بیماران آسیب مغزی بود هر چند در افراد مبتلا به ADHD آسیب مغزی قابل شناسایی وجود نداشت. در سال1960 استلاچس، سندرم کودک بیش فعال با تاکید بر میزان فعالیت به عنوان ملاک اصلی اختلال و شرح عوامل متمایز کننده این بیماری از نشانه های ثانویه آسیب مغزی را توصیف کرد. این توصیفات هنگامی ارائه شد که در اروپای آن زمان بیش فعالی را معلول آسیب مغزی می دانستند. در سال 1968 DSMII برای اولین بار این اختلال را به عنوان اختلال واکنش بیش فعالی کودکان معرفی کرد.

در DSM-III تاکید از میزان فعالیت به بی توجهی به عنوان مولفه ی مهم اختلال تغییر یافت. این بیماری به نام اختلال نقص توجه شناخته شد و عنوان نوع باقیمانده برای معرفی علائم باقیمانده که در دو دسته بندی یاد شده نمی گنجند، مطرح گردید.

گرچه سابقا ADHD اختلال دوران کودکی محسوب می شد اما پس از آن که در دهه 1990 نشانه های این اختلال در دوران کودکی و بزرگسالی در DSM مطرح گردید مشخص شد که بسیاری از کودکان و نوجوانان در دوران بزرگسالی هم از نشانه های ADHD رنج می برند.

تحقیقات زیادی در مورد وجود ADHD بزرگسالی انجام شده است. مطالعات  انجام شده و فعالیت رسانه ها در این زمینه به شناخت اختلال مذکور در حرفه پزشکی کمک می کنند.

ارسال شده در 8 دی 1395 توسط