معنای رها کردن عاطفی در اصطلاح روانشناسی

boy-woman

تمرکز بر عفو کردن گاه می تواند کاری باشد که بیشتر از تمرکز بر عفو کردن موثر واقع شود. رها کردن یعنی با احساسات و خاطرات آزردگی و آسیب دیدگی تان آرامش نسبی برقرار کنید. وقتی از این منظر بنگرید عفو کردن فقط روشی انتخابی برای رها کردن است. این روش تا اندازه ای به رها کردن کمک می کند این کار به دیگران کمک نمی کند. شما می توانید با عفو کردن رها کنید می توانید بدون عفو کردن رها کنید- این بازی توپی شماست. امکانی ساده برای شما وجود دارد که سوء استفاده پدر و مادری را نادیده بگیرید و وفادار بمانید. این امکان هم وجود دارد که کنار بکشید و ملامت کنید. اما هر دو مسیر انتخابی هشیارانه نیست چرا که آن ها واکنش هستند.

به ذهن بسپارید که مهم ترین مسئله محترم شمردن خودتان است. در خردسالی شما به چیزهایی مجبور می شدید اما اکنون خودتان را به تنظیمی ساختگی مجبور نکنید. ممکن است دوره تماس های محدود با پدر و مادر خردمندانه باشد یا نباشد. برخی مردم فقط پس از آنکه به فاصله ای ایمن با پدر و مادرشان دست یافتند می توانند رها کنند دیگران فقط وقتی با پدر و مادرشان زندگی می کنند می توانند رها کنند. البته برقراری حد و مرزهایی مناسب بین شما و پدر و مادرتان به فرایند رها کردن کمک می کند. البته بخشیدن کسی که احساس می کنید هنوز بر شما تسلط دارد یا شما را انکار می کند، سخت تر است. همان گونه که گفتم برای جدایی ایمن و سالم یافتن مشاوری حمایت گر بسیار مهم است.

وقتی بسیار غصه خورده اید به سادگی نمی توانید مقدار آن را اندازه بگیرید. به خودتان وقت دهید تا احساساتی را که با ترس در نهان وجودتان مخفی شده اند کاوش کنید. بعضی از آدم ها به طور غریزی می دانند که برای عفو کردن آماده نیستند در حالی که کسانی دیگر می دانند وقتی از موضوع قربانی بودن هویت یافته اند برایشان به جای شفابخش بودن بیشتر فشارآور بوده است. فرق قائل شدن بین ناراحتی منبعث از دغدغه عفو کردن و ناراحتی منبعث از گیر افتادن عاطفی درازمدت کاری سخت است به خود اعتماد کنید.

حکایات عفو و بخشش

روش هایی وجود دارند که افراد مورد مصاحبه ام از طریق آن ها با مسائل بخشودن و رها کردن روبه رو شدند.

آهسته و ملایم، اِولین:

اِولین برای عفو کردن پدر سوء استفاده گرش فرایندی آهسته و ملایم را پیش گرفت. پرستار چهل و شش ساله سرانجام پدر و همچنین مادر کودک وارش را که اجازه سوء استفاده داده بود، بخشید اما او خوشحال است که به خودش اجازه داد مدت زمانی را که نیاز داشت در اختیار داشته باشد: وقتی می بینم مردم بسیار شتاب زده به عفو و بخشش روی می آورند احساس قدرت می کنم. برای من بهره مندی از وقت کافی برای خشمگین شدن بسیار مهم بود. من مجبور بودم ملامت کنم و مجبور بودم احساس قربانی بودن داشته باشم.

خشم اِولین در مورد بخشودن، نشانه ای مفید شد: تا وقتی کسی عفو کردن را به میان می کشید و من عصبانی می شدم می فهمیدم هنوز آماده عفو کردن نیستم. سرانجام خشم رنگ باخت و پذیرش داخل شد.

وقتی اِولین اجازه داد عفو و بخشش با سرعت مناسب خود اتفاق بیفتد قلدری پدرش را به توازن رساند. وقتی به خود اجازه داد پیش از انتخاب کردن همه جنبه های عفو و بخشش را بررسی کند اصرار مادر کودک وارش را که همیشه می خواست مطمئن باشد متوازن کرد.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 19 آذر 1395 توسط

مطالب مشابه