ضربه روحی – مرگ برادر

psychological-impact-on-seafarers

ویل کسی که پدر کمال گرایش پیش از مسابقات شنا او را کاملا زیر نظر داشت اما به ندرت از پیروی هایش تمجید می کرد. پدر ویل، ناتان فقط پنج هفته از سنش گذشته بود که برادر بزرگ ترش فوت کرد. درباره مرگ برادر کسی چیزی به او نگفت و فقط سال ها بعد وقتی یکی از اقوام این موضوع را پیش کشید او از آن ماجرا آگاه شد. ناتان نیز به وقت، پدری کمال گرا شد به ندرت درباره چیزی احساس و عاطفه به خرج می داد در حالی که قادر بود در مقام یک مهندس، ساعت ها بی وقفه درباره مسائل فنی کارش داد سخن بدهد. او فرزندانش را به گونه ای بزرگ کرد که همیشه احساساتشان را در مهار داشته باشند.

فرضیه ها:

1- حتی وقتی بچه ای بسیار کم سن مستقیما از مرگ عضوی از خانواده آگاه نشود ممکن است غم و اندوه در انتظار بماند و غصه به زبان نیامده به دلل خاصیت رازگونه بودنش به شدت هولناک شود. هر چند ناتان تقریبا به دلیل خاصبت رازگونه بودنش به شدت هولناک شود. هر چند ناتان تقریبا هیچ خاطره شفافی از برادرش نداشت در گسترده اندوهی متولد شده بود که هرگز از آن سخن نرفته و در دنیای خشن و مهار شده رازها رشد کرده بود. برخی مردم که از احساساتی چون اندوه هراس دارند از سر عادت تعقل نشان می دهند تا از نظر عاطفی ویران نشوند.

2- شاید ناتان به جزئیات فنی تاکید می کرد زیرا برایش ملموس بودند برخلاف صدمه ابتدای زندگی اش و لاپوشی کردن آن که هیچ حسی در او ایجاد نمی کرد.

3- شاید حتی یک بچه یعنی ناتان نیز حس کرده بود که زندگی شکننده است و سعی می کرد کامل باشد در نتیجه نمیرد.

4- شاید لاپوشی خانواده ناتان در او چنان موجب سرکوب عواطف شد که او هرگز نیاموخت چگونه با احساسات خودش یا دیگران کنار بیاید.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 13 آذر 1395 توسط