با پدر و مادر درونی تان روبه رو شوید

parents

در رشد انسان کل مهم تر از مجموع قسمت های آن است برای مثال اگر دوران بزرگ شدنتان به طرف راست این پیوستار نوسان داشت توصیه رشد بهینه تاثیرات آن فزاینده بودند.اگر احساس ایمنی و ثمربخشی می کردید بیشتر مستعد ابراز خود و ارتباط با دیگران بودید.خانواده های بیش نظارت گر عوارضی فزاینده را تحمیل می کنند زیرا به طور معمول روش های اصلی سلامت بودن ذهن- دسترسی به اطلاعات، افراد حمایت گر، ابراز عاطفی و گفت و گویی آزاد وجود ندارد. فرزندان در خانواده های سلطه گر با نبود بزرگسالی همدل و دلسوز که آنان را باور کنند مواجه اند. خانواده های سلطه گر همچنین غریزه های طبیعی و سلامت فرزندان را از کار می اندازند و رابطه از پیش نابرابر بین پدر و مادر و فرزند را مخفی می کنند.

چرا پدر و مادر درونی تان این همه اقتدار دارند:

سه فرض در مورد پدر و مادر و فرزندان وجود دارد:

1- پدر و مادر و فرزندان ذاتا رابطه ای نابرابر دارند.

2- فرزندان کم سن دوست دارند پدر و مادرشان را بی نقص و ساختگی نشان دهند و در نتیجه بعدتر نیز دستیابی به دیدگاهی متوازن از آنان برایشان مشکل می شود.

3- فرزندان به عشق و علاقه توجه و تایید از جانب پدر و مادرشان نیاز دارند و برای به دست آوردن آن هر کاری می کنند.

در خانواده های سالم تر پدر و مادر از این سه فرض برای اجتماعی کردن، آموزش، پروراندن و عشق استفاده می کنند بنابراین فرزندان از نظر عاطفی رشدی قوی تر خواهند داشت. با وجود این در خانواده های بیش نظارت گر پدر و مادر از این فرضیات برای اعمال نظارت بیشتر بهره می جویند.

فرزندان کم سن، که هنوز اندیشه هایشان مغشوش نیست نمی توانند یکنواختی ها و تفاوت های ظریف را در زندگی ببینند. از نظر آنان بابا و مامان بزرگ و خوب هستند چه این گونه باشند یا نباشند. پدر و مادر می توانند در هر هنگامه ای فرزندان را مورد بررسی دقیق قرار دهند: به وقت خوردن، بازی کردن، خوابیدن، در دستشویی اما کمتر بچه ای پدر و مادرش را به هنگام خوابیدن مهرورزی یا دستشویی رفتن می بیند. شمار کمی پدر و مادرشان را سر کار یا در دنیای بیرون می بینند چه ممکن است پدر و مادر به همان اندازه که آمر نیستند در دسترس نیز نباشند. در نتیجه فرزندان با این انگاره که پدر و مادرشان بزرگ تر از زندگی است رشد می کنند.

در خانواده های بیش نظارت گر تاثیرات منفی پدر و مادر، بزرگ نمایی می شود. اگر پدر یا مادر دچار اضطرابی مزمن باشد ممکن است فرزند خودمحورانه چه به طور طبیعی فرزندان چنین هستند نتیجه گیری کند که خوشی و شادی پذیرفته نیست. اگر پدر یا مادری به دلیل خشم فردی ناراحت است ممکن است فرزندان به این نتیجه برسند خشم چیزی است که باید از آن ترسید یا اینکه خشم شان دیگران را ویران خواهد کرد. این نتایج عمیق می شوند و می توانند تمام طول عمر باقی بمانند.

فرزندان بیش از هر چیزی خواهان عشق و مهر هستند. وقتی مخلوقی درمانده و کوچک در دنیای غول پیکران هستید دنیایی که اتفاقاتی در آن می افتد که شما درک نمی کنید و نمی توانید در مهار بگیرید نوعی سردرگمی بیش از اندازه و پر هیاهو فقط به پدر یا مادری که شما را دوست دارد می توانید اعتماد کنید عشق اولویت نخست برای زنده ماندن است. فرزندان نه فقط به عشق نیاز دارند بلکه همچنین به همه آنچه که با آن همراه است لمس شدن پروراننده، پذیرش، ایمنی، تعلق، دیده شدن به منزله کسی که هستند و آزادی خندیدن، گریستن، خشمگین شدن و ترسیدن. از آنجایی که فرزندان به عشق و قابل قبول بودن نیاز دارند متاسفانه به هر شکلی که بتوانند آن ها را به دست می آورند. وقتی آنان عشق را به دست نیاورند هر آنچه به دست می آورند از جمله نظارت ناسالم عشق می پندارند. در این حقیقت بذرهای مشکلات آتی زندگی نهان است.

ناگوارترین شباهت بین خانواده های سلطه گر و فرقه های ویرانگر آن است که نظارت پدر و مادری در فرزندان درونی می شود درست همان گونه که تعصب فرقه ای در اعضای فرقه بطنی می شود. هیچ پدر یا مادری نمی تواند بیست و چهار ساعته حاضر باشد. اما پدر و مادرهای بیش نظارت گر نیازی به حضور فیزیی ندارند زیرا سامانه خانوادگی نوعی نظارت گر درونی همیشه حاضر در فرزند نصب می کند. این پدر و مادرهای درونی بیست و چهار ساعته با گزارش آزار دهنده حدس و گمان و انتقاد می توانند محرومیت کمال گرایی و نظارت گفتار و احساس کردن را در زندگی بزرگسالی نیز کاملا ابدی کنند. ممکن است این نظارت درونی به شکل حد و مرزهای بین فردی مختصر احساسات بی ارزشی، انتظارات پایین، بیزاری از خود، ترس از نزدیک شدن یا خودانگاره پایین ظاهر شود.

با نگاهی به پشت سر اگر ببینید تا چه اندازه در دوران خردسالی نظارت و حتی شست و شوی مغزی شده اید ممکن است برایتان هشدار دهنده باشد. با وجود این شما هم به مانند اعضای فرقه ها یا اسرای جنگی چندان حق انتخاب نداشتید. شما کاری اشتباه انجام نداده اید. هر کسی در چنین نظام بسته ای رنج می برد با علم به این مطلب می تونید خود را آسوده خاطر کنید که:

– شما دیوانه نیستید.

– شما این وضعیت را ایجاد نکرده اید.

– ماجرایی دردناک و ویرانگر بوده است.

شما نمی توانستید کاری کنید جز آنکه صداهای پدر و مادر بیش نظارت گرتان را درونی کنید.

این درک و تشخیص، درِ سرزمین درک بیشتر را می گشاید که می تواند مسیر را برای خلاص شدن از حکایت ویرانگر دوران خردسالی تحت نظارت بیش از اندازه هموار کند.

اگر شما چاره ای جز درونی کردن صداهای نظارت گران نداشته اید پس بسیاری از انتقادهایتان از خود، ترس ها و تردیدهایتان متعلق به شما نیستند و همین طور صدای واقعی شما نیستند. آن ها صرفا پیام هایی از جانب پدر و مادرهای درونی هستند. آن ها یادگارهایی از گذشته زیر سلطه اند. آن ها فقط عادات بد هستند و شما می توانید آن ها را تغییر دهید.

میراث های زندگی بزرگسالی حاصل از بزرگ شدن در محیطی پر نظارت:خانواده های بیش نظارت گر به یک دلیل اصلی زیان می رسانند: آنان برای خرسند کردن و محافظت پدر و مادر سازمان یافته اند نه برای تقویت رشد بهینه یا اظهار خود در بین اعضای خانواده. چنین ساختار انحرافی می تواند حس بچه از خود را به گونه هایی تحریف کند که در دوران بزرگسالی نیز به خوبی باقی بماند. به خاطر داشته باشید بزرگ شدن و رشد کردن در فضایی بیش نطارت گر حکم زندگی نیست. آنچه را که می توانید ببینید می توانید شفا بخشید. شما نه از اینکه تحت نظارت وافر قرار داشته اید و نه به خاطر پیامدهای نظارت اوان زندگی تان قابل شماتت نیستید. شما ممکن است قربانی شده باشید اما یک قربانی نیستید توجه به اینکه نظارت اولیه چگونه به مبارزات زندگی کنونی تان بستگی دارد می تواند رمز فائق آمدن بر بسیاری از این مبارزات باشد.

شما مسئول آنچه پدر و مادرتان در حق تان روا داشته اند نیستید آنان مسئول اند.

شما در مقابل آنچه در زندگی کنونی تان انجام می دهید مسئول هستید و پدر و مادرتان مسئولیتی در این قبال ندارند.

برای آنکه از آسیب و ضربه شفا یابیم حیاتی است که به تدریج در احساسات، خاطرات و باورهایی که از آن صدمات بر می خیزند کاوش کنیم. این فرایند موجب می شود که از اقتدار احساساتی که در کُنه آن ضربه مدفون شده اند کاسته شود. آنچه اهمیت دارد یافتن محل هایی امن برای آنکه درباره این آسیب ها و صدمات و تاثیراتشان سخن بگویید. شما با انجام این کار می توانید احساسات ایمن بودن و تسلط داشتن را دوباره ایجاد کنید.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 13 آذر 1395 توسط