رابطه ناکارآمد والدین با فرزندان

family

برخی فرزندان در خانواده هایی بزرگ می شوند که مملو از رابطه ای ناکارآمد و پر اختلال است: افکاری ناتمام، عبارات تکراری بی نتیجه یا زبانی نامفهوم.در واقع هدف درمانگری خانواده این است که به تغییر الگوهای ارتباطی ناکارآمد بپردازد. رابطه ای ناکارآمد نخست بر این موضوع تاکید می کند که حق با کیست و چه کسی اشتباه می کند چه کسی می برد و چه کسی می بازد چه کسی آسیب می بیند چه کسی از درد اجتناب می کند.

در بیشتر خانواده های زیر سلطه، رابطه گیج کننده تودرتویی وجود دارد زنی که برای مصاحبه آمده بود نموداری را به همراه داشت که نمایانگر رابطه گیج کننده دوران رشدش بود. او توالی روش عمل پدر و مادر محروم کننده و آشفته اش را این گونه بر می شمرد:

اگر از ایشان چیزی می پرسیدم یا با آنان مخالفت می کردم با  این عبارات پیش پا افتاده حرفم را قطع می کردند: همیشه باید…. هرگز نباید…

اگر موثر واقع نمی شد گفته های مرا تحریف می کردند. آنان به صفحه ای شکسته تبدیل شدند و یکسره روی من حساس بودند و چیزهایی این گونه می گفتند به طور حتم فقط می خواهی آزار رسانی کنی، درسته؟

اگر اصرار می کردم سعی می کردند با مطرح کردن مسائلی حاشیه ای کاملا متفاوت، موضوع را عوض کنند. یا چیزی بگویند که احساس گناه ایجاد کند کج خلقی نشان می دادند یا برچسب اسکیزوفرنی پارانوئیدی بر من می زدند. اگر راهم را می کشیدم و می رفتم فقط این فرایند را تا زمانی طولانی تر تشدید می کردم.

نتیجه نهایی این بود که از پاسخ به حملاتشان دست می کشیدم و از کاری که می خواستم انجام دهم منصرف می شدم.

رابطه ای نامشخص، فرزندان را از اظهار عواطف و عقایدی که در درونشان  انباشته اند باز می دارد و موجب می شود که به درک و مهارت های  ارتباطی شان شک کنند و در ایشان احساس نادیدنی بودن ایجاد کند.

ارسال شده در 12 آذر 1395 توسط