خصوصیات بارز پدر و مادرهای کودک وار

1

زیر سلطه گرفتن از طریق گناهکار شمردن دیگران

ناتوان به نظر رسیدن برای بزرگسال یا پدر و مادر بودن

به جای مراقبت کردن، مراقبت دریافت داشتن

اغلب خواستار همسرانی تکامل گرا، فرقه گرا، استثمارگر یا سوء استفاده گر بودن

پیامدهای احتمالی بزرگ شدن در فضایی کودک وارانه:

  • فرصت هایی اندک برای آنکه فرزندی آسوده خاطر باشد.
  • تمایل به اینکه دیگران را در اولویت قرار دهند.
  • مشکل داشتن در ابراز خشم یا رنجش

اِولین شش ساله که اکنون چهل و شش سال دارد با برادر، مادر و پدرش در صف ترن هوایی دیسنی لند ایستاده بودند. او احساس می کرد دامن بلند مادرش وقتی به جلوی صف نزدیک می شدند در هوای گرم تابستان به پشت او کشیده می شد. وقتی پدرش در نخستین ماشین خالی سوار می شد مادرش او را نیز به داخل و نزد پدر هل داد. در با صدای زنگ بسته شد در حالی که اِولین مادر و برادرش را می دید که برای ماشین بعدی تقلا می کردند. در تمام مدت سواری پدر اِولین که دوست داشتن دیگران را کفری کند و بترساند بی توجه به اشک های اِولین ماشین قفس مانند را به جلو و عقب تکان می داد. سال ها بعد او توانست بفهمد چه اتفاقی رخ داده بود: مادرش اِولین را قربانی کرده بود زیرا خودش نیز از اینکه با پدر اِولین در یک ماشین باشد می ترسید.

مادر اِولین سوء استفاده پدر اِولین از دختر را بهانه می کرد و می گفت او نمی تواند دست بردارد. پدر اِولین در کنار پدری الکلی بزرگ شده بود اِولین در ده سالگی می خواست به آن لندرز نامه بنویسید تا برای مقابله با پدرش از او کمک بگیرد. از آنجایی که پدرش تمام نامه های پستی  ای را که به خانه می رسید یا از آنجا می رفت باز می کرد از مادرش خواست تا در پست کردن نامه به او کمک کند. مادر اجتناب کرد و به دخترش گفت: به درگاه خدا دعا کن.

وقتی اِولین به سن بلوغ رسید پدرش او را مجبور می کرد که در اتاق نشیمن در مقابلش بایستد و آن گاه برجستگی های ظاهری بالاتنه اش را مسخره می کرد وقتی چنین اتفاقی می افتاد مادر اِولین دو کار انجام می داد. نخست کرکره های اتاق را می کشید تا همسایگان نبینند. آن گاه اتاق را ترک می کرد.

متاسفانه مادر اِولین، برای محافظت و پرورش فرزندانش شایستگی نداشت. از توصیف دخترش چنین بر می آید که او بیشتر زندگی اش افسرده و مضطرب بود. شاید بخشی از این موضوع به اردوگاه کار اجباری ژاپن در جنگ جهانی دوم مربوط می شود روزهای دور از مرگ به دلیل سوء تغذیه، وقتی که عاقبت آزاد شد غم انگیز  است زیرا احتمالا امروزه حالات و ترس های مادر، با تلفیق روان درمانی و دارو درمانی به خوبی می توانند مداوا شوند.

از آنجایی که پدر و مادرهای کودک وار ترسو و محتاج هستند اغلب نقش کودک وار بودن را ایفا می کنند و مراقبت را به عهده فرزندانشان می گذارند نقشی وارونه که فرزندان را از جوانی محروم می کند. در حالی که ممکن است پدر و مادرهای کودک وار سلطه گر به نظر برسند در پویای های خانواده ناسالم، نقشی مهم ایفا می کنند. برای مثال آنان اغلب به جانب همسری یکدنده- معمولا شخصیتی فرقه گرا، کمال گرا، استثمارگر یا سوء استفاده گر- کشیده می شوند. آنان با جلب شدن به قدرت ظاهری و قاطعیت همسر قوی تر از اینکه با کسی باشند که دخالت کند و به هنگام تردید آنان مصمم و قاطع باشد و وقتی آنان احساس کوچکی می کنند بزرگ عمل کند احساس ایمنی می یابند.

فرزندان حاصل ازدواج بین پدر و مادرهای استثمارگر و کودک وار مانند اِولین به شدت محروم و برای بدرفتاری شان پذیرای سرزنش هستند زیرا آنان نه از پدر و نه از مادر، پیام های مثبت نمی گیرند.

پدر و مادرهای کودک وار وقتی همسرشان دختر یا پسر را قربانی می کنند به جای مداخله کردن فرزندانشان را قربانی سلطه گری همسر می کنند از همه بالاتر بسیاری از چنین پدر و مادرهایی برای مشکلات خودشان طلب همدلی و ترحم می کنند. آنان می گویند: مریضم، می ترسم، تنها هستم، افسرده ام.

ممکن است توجه و نگهداری اِولین از مادرش، دلیلی برای انتخاب شغل پرستاری او بوده باشد. او اذعان می کند من در مراقبت از دیگران تجربه فراوانی داشتم. در حالی که می توانیم برای افسردگی و ترس های مادر اِولین همدلی نشان دهیم در ضمن باید به خاطر تاوانی که اِولین برای نقطه ضعف ها و کاستی های مادرش پرداخت متاسف باشیم. اِولین در بیشتر زندگی اش، نیازهای دیگران را بر خودش مقدم و با خستگی های کاری و روابط یک سویه مبارزه کرده است.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در ۱۰ آذر ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس