منظور از احساسات همسان در نظارت کودکان

child-screaming-in-room-with-toys

در حالی که برخی پدر ومادرها همچون پدر مارگارت می خواهند فرزندانشان شبیه به آنچه باشند که در فکرشان هست. برخی دیگر نیز بر همسانی احساسات تاکید دارند.شارون، دانش آموخته ای سی و یک ساله زیر دست پدری احساسی بزرگ شد، دیوید بازمانده جنگ جهانی. دیوید نوزاد بود که پدر و مادرش درست بیش از آنکه به اردوگاه کار اجباری فرستاده شوند او را به پرورشگاه کاتولیک سپردند. پدر و مادرش هر دو به طرزی معجزه آسا زنده ماندند هر چند متارکه کرده بودند و پس از آن مادر دیوید او را پیدا کرد. سال ها پدر و مادر دیوید او را حتی با توسل به آدم دزدی می دادند و می گرفتند. شاید در نتیجه آن دیوید نمی توانست دوران بچگی اش را فراموش کند. شارون می گوید حتی زمانی که چهار یا پنج ساله بودم او مرا این سو و آن سو می برد گویی هنوز هم نوزاد بودم.

چنین توجه شدیدی همیشه مثبت نبود. پدرش در دوران نوجوانی شارون او را دندان خرگوشی می نامید و می گفت ران هایت به اندازه ران های من است. پدر این اشارات را به منزله اساس شخصیتی نیکو تلقی می کرد.

شارون در سن شانزده سالگی پس از آنکه پدر و مادرش از هم جدا شدند در انحصار در قرار گرفت و برای تطبیق با نامادری اش اوقات سختی داشت. پدرش خشمگین می شد واو را خودخواه می نامید.

چندان طول نکشید که شارون فهمید پدر مهار کننده اش فردی خودخواه است.این اشکال بزرگ در او بود: مردم به هنگام یاس و نومیدی فریاد می زنند آشفته می شوند و احساس خفگی می کنند. من هم این گونه این جزو خصوصیات ماست. از آنجایی که در درونش چنین دردی دارد فکر می کند دیگر درد هیچ کس چندان بزرگ نیست او هرگز نمی توانست به هنگام آزردگی به درد من گوش کند و آن را احساس کند.

وقتی با شارون در بحبوحه جدایی اش مصاحبه کردم او اغلب مردانی سلطه گر را به عنوان همراه و همسر انتخاب کرده بود او اعتراف می کند قلب من پذیرای مردان است همان گونه که پذیرای پدرم بود و از ان لذت می برم.

من به هیچ وجه ضربه جنگ جهانی را ناچیز نمی شمارم یا میراث مشکل عاطفی ای که بازماندگان و فرزندانشان با آن ها مواجه اند. اینکه شارون در نیم قرن بعد نیز تحت تاثیر جنگ قرار دارد گواهی است بر تاثیر با دوام آن ضربه. از نظر پدر شارون همچون دیگر بازماندگان ایجاد زندگی از طریق تربیت و بزرگ کردن فرزند به کاری مقدس تبدیل شده است. همان گونه که یکی از بازماندگان وقایع جنگ در پنجاهمین سالگی آزادی اردوگاه مرگ به نیویورک تایمز اظهار کرد. انتقام ما دوباره سازی زندگی از طریق فرزندانمان بود.

وقتی پدر شارون برای دوباره سازی زندگی نیت کرد تردید و دلهره های سال های سخت ابتدای زندگی اش و همین طور اختلاف جاری پدر و مادر خودش تقریبا او را وادار کرد که به قصد محافظت و حمایت از دخترش کاملا به او توجه کند. شاید دیوید که با چهار سال سن یتیم بود ناهشیارانه سعی می کرد از طریق زندگی دخترش دوران خردسالی ای را که هرگز خود نداشت تجربه کند. متاسفانه نظارت او برای فراهم کردن بهترین وضعیت رشد عاطفی شارون بسیار خفقان آور بود.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در 9 آذر 1395 توسط