عمومیت دادن مشکلات و استرس بیشتر

hypnosis-stress-management-cork-ireland-10

بیش از حد عمومیت نبخشید:

اگر بیش از حد به مسائل عمومیت می بخشید برای خود استرس بیشتری از آنچه باید ایجاد می کنید نگاهی به موارد عمومیت دادن زیر بیندازید و ببینید آیا شما این گونه اید:

  • هیچ کس در این شهر نمی داند چگونه رانندگی کند!
  • من همیشه مجبورم همه ی کارها را خودم انجام دهم!
  • تو هیچ وقت گوش نمی کنی!

گرچه این جملات می توانند تا حدی درست باشند اما همه ی آن ها بیش از حد عمومیت داده شده اند. وقتی عمومیت می دهید یک تصویر تحریف شده از آن چه واقعا در حال رخ دادن است ایجاد می کنید که خشم و ناراحتی بسیار زیادی را به وجود می آورد. با فکر کردن به صورت همه یا هیچ خوب یا بد، درست یا غلط، خود را بیش از آنچه باید پر از استرس می کنید.

برای کمک به خود در جهت کاهش هر گونه عمومیت بخشی چند ایده ی مفید ارائه شده:

  • از خود بپرسید آیا شما تنها یک بخش کوچک از رفتار کلی یک شخص را می بینید و به سرعت فرض می کنید که این بخش واقعا شخصیت آن فرد را به طور کامل نشان می دهد؟
  • سعی کنید به افراد و موقعیت هایی که در کلی نگری شما نمی گنجمد، فکر کنید.
  • زبانی را که بیانگر این تفکر همه یا هیچ است بررسی کنید (کلماتی مانند همیشه و هرگز مانند این جمله مردم هرگز دوستانه رفتار نمی کنند یا مردم همیشه وقتی امکانش باشد از آدم سوء استفاده می کنند.)

واقعیت آن است که این جهان و انسان هایش به ندرت در دسته بندی های خاص و کاملا قابل تشخیص قرار می گیرند. سعی کنید قسمت های خاکستری را بیابید و مقدار زیادی استرس را از خود بگیرید.

فکر خوانی و نتیجه گیری آنی را کنار بگذارید:

هر گاه باور دارید می دانید چیزی درست است و در حالی که در واقع ممکن است اصلا درست نباشد برخی از نمونه های فکرخوانی و نتیجه گیری آنی این مسئله را روشن می کند:

  • دوستی شما را برای میهمانی اش دعوت نمی کند و شما به این نتیجه می رسید که او از هیکل شما خوشش نمی آید.
  • یک خال قهوه ای پشت دست تان می بینید و به این نتیجه می رسید که یک بیماری کشنده است.
  • یک ارزیابی کامل شخصیتی روی کسی که به تازگی دیده اید انجام می دهید که بیشتر بر اساس لباس و ظاهر او بوده است.

گاهی پیش می آید که شما اطلاعات کافی ندارید تا به یک نتیجه گیری همراه با قاطعیت برسید. اما این مسئله مانع شما نمی شود. یک روش تعیین این مسئله که آیا فکرخوانی می کنید یا به نتیجه گیری آنی می رسید آن است که از خود بپرسید آیا واقعا شواهد کافی برای اثبات این باورها دارم؟ آیا هیئت منصفه ای متشکل از دوستان من، حکم بر گناه کاری او می دهند؟ اگر پاسختان نه است این مورد با مجددا مورد ارزیابی قرار دهید و از هر گونه نتیجه گیری و عکس العمل ناپخته ای که تاکنون داشته اید رها شوید. کسی چه می داند شاید حق با شما باشد. اما اگر مثل بیشتر مردم باشید شما نیز اوقات زیادی اشتباه می کنید.

توقعات غیر واقع بینانه تان را کنترل کنید:

توقعات شما نقش مهمی در تعیین میزان استرسی که در واکنش به یک موقعیت بالقوه پر استرس احساس می کنید، دارد. اگر توقعات تان غیر واقعی باشند احتمال زیادی وجود دارد که واکنش بیش از حدی داشته باشید. آزمایش واقعیت که در زیر می آید منظورم را بهتر نشان می دهد.

این مطلب توسط سایت  فرامطلب تهیه شده است

ارسال شده در ۲۰ آبان ۱۳۹۵ توسط مطلب نویس